محمد اعظم خان ناظم جهان

119

قرابادين اعظم ( فارسى )

دو توله در عرق باديان و عرق عنب الثعلب هر يك شش توله حل كرده خاكشى چهار ماشه پاشيده بنوشند و اگر شربت و عرق نباشد شيرهء بنفشه شيرهء باديان هر يك شش ماشه در آب برآورده گلقند يا شكر سفيد دو توله داخل كرده بنوشند و روز پنجم ادويهء قليلة الحرارة از منضج گرم گرفته شب در آب گرم تر كرده صبح ماليده صاف نموده شربت بنفشه و خاكشى داخل كرده بدهند و يا باديان انيسون اصل السوس جوشانيده صاف نموده گلقند آفتابى ماليده صاف كرده بدهند و گاهى زرشك مىافزايند تا گرمى ادويه باعتدال آيد و يا شربت بزورى يا سكنجبين بزورى داخل سازند و بعد از گذشتن هفته و ظاهر شدن نضج مواد بروز مسهل از مسهل گرم كه از آن ادويهء شديد الحرارة دور كرده باشند تنقيه كنند و در مسهل دوم يا سوم داخل نمودن شاهى مكى و غاريقون و تربد نيز حكم نموده‌اند و يا اين مسهل بدهند باديان هفت ماشه انيسون چار ماشه پرسياوشان پنج ماشه تربد سفيد شش ماشه مويز منقى دو توله انجير زرد چار عدد برگ سنا يك توله جوشانيده صاف نموده مغز خيارشنبر پنج توله گلقند چار توله ماليده باز صاف كرده روغن بادام چار ماشه يا شيرهء مغز بادام پنج عدد آميخته دهند و اگر اخراج بلغم غليظ منظور باشد و مسهل قوى خواهند چهار گهرى شب باقى مانده حب ايارج هفت ماشه به آب گرم خورده خواب كنند و صبح مسهل مذكور بنوشند و بدانند كه يك روز اول از مسهل قوى نيمچه مسهل از باديان بنفشه هر يك شش ماشه سناى مكى يك توله گل سرخ پنج ماشه مويز منقى دو توله تخم كاسنى پنج ماشه سپستان نه دانه گلقند دو توله يا شربت ورد دو توله بدهند و چون سده برآيد روز دوم مسهل قوى دهند و الا سده افتد و قبض گردد و همچنين تا از حب ايارج صبح دو يك دست نشده باشد مسهل صبح ندهند مبادا كه شكم دم گردد و نفخ شده حال تباه گردد و اگر بعد از آن تپ مفارقت نكند و دو هفته بگذرد و قرص گل صغير با عرق باديان و شربت بزورى دهند دوائى كه در تپ سوداوى يعنى ربع معمولست صفت آن بحسب غلبهء خلط محترق مانند ماليخوليا از منضج و مسهل علاج كنند و درين تپ بسيار پرهيز نكنند و در تپ ربع لازمه در هر حال فصد باسليق و يا صافن واجب بود و در تپ سوداوى بعد از چهل روز كه ماده نضج يابد تنقيه كنند و درين تپ اكثر ضرر بطحال و تغير در حال كبد مىباشد و اين تپ در يك سال مىرود و اگر تدبير جيد و مناسب نبود تا دوازده سال طول مىكشد و در روز نوبت اين تپ غذا ندهند و در غير روز نوبت غذا مانند غذاى اصحا دهند ليكن مائل بترطيب باشد بدانكه تپ ربع مانند ماليخوليا بر دو طريق مىباشد يكى آنكه سببش سوداى طبعى باشد دوم آنكه سبب آن احتراق خلطى از اخلاط اربعه باشد و علاج قسم دوم مشترك باشد بعلاج سودا و علاج آن خلط كه از وى سودا حاصل شده چنانچه در ماليخوليا معمول‌ست ايضا براى تپ ربع صفت آن براى نضج سودا باديان بادرنجبويه گاو زبان جوشانيده گلقند آفتابى داخل كرده صاف نموده بنوشند و اگر خواهند شربت افتيمون يا افتيمون بصره بسته داخل سازند و در مسهل فلوس خيارشنبر و ترنجبين يا شيرخشت و افتيمون بصره بسته و بسفايج و بادرنجبويه و اسطوخودوس داخل كنند و بدستور مسهل دهند ليكن بعد نضج كامل و ديگر دواهاى خون و صفرا و بلغم مذكوره داخل نمايند ايضا براى تپ ربع دائره از مطب حكيم على شريف صفت آن اصل السوس گاو زبان اسطوخودوس تخم كاسنى عنب الثعلب مويز منقى باديان و بيخ باديان و بيخ كاسنى تخم خيارين گلقند خيسانيده دهند و روز مسهل افتيمون بسفايج سنا ضرورست و هليلجات برين گونه كه اگر ربع صفراويست پوست هليلهء زرد نه ماشه و باقى چار ماشه